خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

597

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

محموداتى كه در خطابه استعمال مىشود ، اعم از محموداتى است كه در صناعت جدل به كار مىروند ، همانگونه كه مواد جدل عام‌تر از مواد برهان است . آن‌چه تاكنون گفته شد پيرامون محمودات عام بود . و اما محمودات خاص چنان است كه قضايايى برحسب يك يا چند شخص محمود بوده ، اما برحسب قومى ديگر نامحمود باشند . استعمال اين‌گونه محمودات براى افرادى كه آن را مىپذيرند ، پسنديده و براى غير آن‌ها ناپسند است . در مورد مقبولات ، قبلا سخن گفته‌ايم ، و به اعتبارى مىتوان آن را از قبيل محمودات خاص يا محدود دانست . و اما مظنونات مطلق كه مشتمل بر ترجيح طرفى بوده و محمود بودن آن طرف لحاظ و اعتبار نشده نيز در خطابه به كار مىرود . اين مظنونات نيز به وجهى داخل در محمودات خاص‌اند ، زيرا كسى كه ذهنش به يك طرف مايل بوده و نسبت به آن امر مظنون است ، آن امر برايش محمود است . اكنون اگر امرى كه مورد ظن وى است و به آن ميل دارد طرف اكثرى باشد ، آن مظنون مطلق است . و اگر متساوى الطرفين است ، ترجيح يك طرف بر طرف ديگر نيازمند سببى بوده و آن سبب ، يا قيد يا قرينه‌اى است كه در قضيه وجود دارد ، و بنابراين قضيه ، مظنون مقيد به آن قيد و قرينه خواهد بود . مثال : زيد از درون حصار قلعه با دشمن آشكارا سخن مىگويد ، پس خائن است . حكم به خيانت زيد در اين قضيه به ملاحظهء سخن گفتن او با دشمن است . اكنون اگر گفته شود : زيد از درون حصار قلعه با دشمن آشكارا سخن مىگويد پس خائن نيست . حكم به عدم خيانت به اعتبار آشكارا سخن گفتن او است . چنين موادى كاملا مضبوط نيست . بنابراين عمدهء موادى كه در اين صناعت به كار مىرود محمودات ظاهرى عام برحسب جمهور يا برحسب قومى محمود است . و به‌طور كلى هر امرى كه اقناعى باشد در اين صناعت به كار مىرود . زيرا قياس‌هايى كه در خطابه براى اقناع به كار مىرود هم ماده و هم صورت‌شان اقناعى است . در خطابه از امورى ضرورى جز به‌ندرت ، بحث نمىشود ، مثلا بحث از مسأله‌اى الهى يا طبيعى ممكن است براى عوام مدخليتى در تصديق مطلوب نداشته باشد . و اگر بخواهند چنين مطلبى را در خطابه مورد تحقيق قرار دهند ، به اين صناعت ظلم شده